ميرزا حسن حسينى فسايى
213
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
عمرو بن ليث صفار ، مسجد جامع عتيق شيراز است كه ذكر آن در بقاع شيراز بيايد « 1 » . در سال 288 : به ماه صفر ، طاهر بن محمد بن عمرو بن ليث صفار لشكرى از سيستان كشيده به فارس آورد ، عامل خليفه را از نواحى فارس رانده ، لواى اقتدار برافراشت و معتضد خليفه بعد از اطلاع ، غلام خاصه خود ، بدر را با سپاهى انبوه ، روانه فارس داشت و طاهر پيش از جنگ ، سپاه خود را از نواحى فارس برداشته به سيستان رسانيد . در ماه ربيع دويم از سال 289 : ابو العباس احمد المعتضد باللّه ، وفات يافت و ولادتش در سال 242 بود « 2 » و بعد از وفات معتضد ، لواى سلطنت و خلافت براى على بن احمد معتضد افراشته و او را المكتفى باللّه گفتند . در همين سال [ 289 ] : بدر غلام معتضد از فارس معزول گشته روانه بغداد گرديد و در نزديكى بغداد به سعايت قاسم وزير مكتفى او را بكشتند « 3 » . در سال 292 : حكمرانى مملكت فارس به طاهر بن محمد عود نمود . [ وقايع فارس در روزگار المكتفى بالله ] در سال 295 : المكتفى باللّه على بن المعتضد باللّه ، وفات يافت و از عمرش سى و سه « 4 » گذشته بود « 5 » . در همين سال [ 296 ] : جعفر بن معتضد عباسى را بر خلافت منصوب داشتند و او را المقتدر باللّه گفتند « 6 » . [ وقايع فارس در روزگار صفاريان ] در سال 296 : سبكرى غلام عمرو بن ليث صفار بر مولازادگان خود شوريده ، طاهر بن - محمد بن عمرو بن ليث و برادرش يعقوب بن محمد بن عمرو را در جنگ گرفته ، اسير نمود و آنها را به صحابت وزير خود ، عبد الرحمن بن جعفر شيرازى روانه بغداد داشت بعد از ورود به فرمان مقتدر آنها را حبس كردند و چون سبكرى بىاجازهء خلافت ، متصدى امور فارس شده بود ، عبد الرحمن بن جعفر شيرازى وجوه مال و منال خراج فارس را در بغداد براى سبكرى قرار داد « 7 » . در سال 297 : ليث بن على بن ليث از سيستان به فارس آمده ، لواى سرورى را برافراشت و سبكرى گريخته به ارجان برفت و قضيه را به مقتدر خليفه فرستاد و از دار الخلافه ، مونس خادم با سپاهى انبوه براى اعانت سبكرى به ارجان بيامد و ليث ، برادر خود را با جماعتى ، براى محافظت شيراز روانه داشت و خود به جانب ارجان مىشتافت كه خبر رسيد حسين بن - حمدان از قم براى اعانت سبكرى و مونس آمده ، وارد بيضا گرديد ، پس ليث عطف عنان را
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخچه مسجد جامع عتيق شيراز ، مرحوم على نقى بهروزى از انتشارات فرهنگ و هنر فارس 1349 ، ص 1 . ( 2 ) . ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 100 . مسعودى تاريخ وفات او را شش روز مانده از ربيع الاول سال 298 مىداند و سن او را چهل و هفت سال مىنويسد . ( التنبيه و الاشراف ، ترجمه ابو القاسم پاينده ، ص 357 ) . ( 3 ) . ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 102 . ( 4 ) . در متن به حروف : ( سى و دو ) ولى در خط خوردگى : ( سى و سه ) شده است . ( 5 ) . ( مكتفى شش سال و هفت ماه و بيست روز خلافت كرد و در سيزدهم ذى الحجه سال 295 درگذشت ) تاريخ گزيده ، ص 337 . ( 6 ) . مقتدر در سيزده سالگى به خلافت رسيد و چون يازده سال از ملكش گذشت در سال 306 درگذشت . ( تاريخ گزيده ، ص 338 ) . ( 7 ) . ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 136 .